کوروش شیرینی زندگی

سلام مامان های گل وبلاگ کوروش جون به این ادرس انتقال یافت

 

http://koroush.niniweblog.com/

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ ] [ ٢:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مامان کوروش ] [ نظرات () ]

خواب خواب وای از این خوابیدن عزیز دل مامان که یه مشکل خیلی خیلی

بزرگ شده واسه ما  کوروش اصلا خوابیدن رو دوست نداره از اول هم

دنیا اومد همینطور بود چند وقت پیش به دختر عموش میگفت کیانا خوابیدن

خیلی کار سختیهخنده اینجا هم عشق مامان رفته بخوابه خودشو زده به خواب

که من فکر کنم خوابیده اون دوتا هم عروسکهای مورد علاقه شن وودی و

باز لایتر   عزیزم با تمام وجود دوستت دارم واز خدای خوبم ممنونم که

تو رو به من داد چون نمیدونستم بدون تو چه طور زندگی کنم

مامان وبابا خیلی دوست دارن


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٥ ] [ ٢:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مامان کوروش ] [ نظرات () ]

چند روز پیش من رفته بودم بیرون وکوروش مونده بود خونه پیش مامانیهورا

کوروش بهم زنگ زد که مامان واسم چی خریدی بهش گفتم چی دوست داری

پسر گلم گفت به نظر من سک سک هزار تومنی ♥♥♥♥ منم که قبلش

عرسک لاکپشتهای نینجا رو خریده بودم بهش نگفتم چون اونوقت مامانم رو

کلافه میکردکلافهخلاصه اومدم وقتی نشونش دادم نمیدونید از خوشحالی

چیکار میکرد  دیگه از خودش جداش نکرد بعد هم دستور داد که ازش 

عکس بندازم وبذارم تو وبلاگش  

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٥ ] [ ٢:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مامان کوروش ] [ نظرات () ]

 

 

 

 

بالاخره برف اومد امسال اینجا برخلافسالهای پیش برف نبارید امروز برف اومدهورا

کوروش کلی ذوق کرد که فردا بریم ادم برفی درست کنیم خلاصه با هم

رفتیم ادم برفی رو درست کردیم کوروش میگفت میخوام بتمن درست کنم

هوا هم بد نبود ولی نمیشد بتمن درست کنی کلی باهاش صحبت کردم

تا راضی شد خیلی بهمون خوش گذشت بعدش هم گوله برفی درست کردیم

میزدیم به دیوار عزیز دلم کلی بازی کرد


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱٢/۱٠ ] [ ۳:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مامان کوروش ] [ نظرات () ]

 

 

این عکس واسه تابستونه که کوروش توی حیاط خونه بابا بزرگ بابا جونش انداخته

یه همچین عکسی در همین جا بابای کوروش به سن کوروش بوده داره این از هنر

های منه که پدر وپسر یه جور عکس داشته باشنبغل این روزها اینجا خیلی

سرده وما همش توی خونه ایمناراحتکوروش هم که دندونش خرابه ونمیاد بریم پرش

کنه اون هفته ابسه کرده بودگریهودرد شدیدی داشت حالا من نمیدونم باید چیکار

کنم که این پسر ناز ما بیاد دندون پزشکی تا دندونش درست بشهمتفکرهمش من

دلواپسم که توی عید کوروش دندونش دوباره ابسه نکنهنگران

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢ ] [ ۱:٤٥ ‎ب.ظ ] [ مامان کوروش ] [ نظرات () ]

 

امروز صبح سه تای رفتیم که واسه عزیز مامان خرید عید کنیمهوراکوروش

خیلی خوشحال بود رفتیم واول سی دی لاکپشتهای نینجا خریدچشمکبعد رفت

سراغ خرید لباس توی خیابون خاله شیرین وارمینا رو دیدیم کلی خوشحال

شدیملبخندکوروش هم بدو بدو اومد سی دی شو به خاله نشون داد باهم یه

مقدار از راه رو اومدیم منو خاله شیرین وارمینا با هم کوروش وبابا جونش و

بابای ارمینا هم باهم به قول گل من ما مردهانیشخندیه چرخی زدیمو از هم جدا

شدیم بای بایاومدیم وکفش کوروش رو خریدیم انقدر شلوغ بود که صف وای

ساده بودن به هر زحمتی شد رفتیم توآخو خریدیم البته لباسشو چند وقت

پیش گرفته بودیم کفشش مونده بود تو ماشین میگفت با خودش کوروش

کفش خریدی مبارکت باشهبغلمامان فدات بشه که انقدر شیرین زبونی

خلاصه ساعت دو شد وما هم گرسنمون شد بابای گل هم مارو برد رستوران

هوراعشق مامان هم سفارش کباب داد اینم عکسهای گل پسر من تو

رستوران وقتی ناهارشو خورد از بابا جونش تشکر کرد که واسش غذا گرفت

خیلی بهمون خوش گذشت لبخند

شما دو نفر تموم زندگی من هستید من با تمام وجود

دوستتون دارم

از خدای خوبم میخوام تا وقتی زنده ام شما رو واسه من نگه داره واین

خوشبختی رو از من نگیره


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ] [ مامان کوروش ] [ نظرات () ]

کوروش چند وقتی که عاشق لاکپشتهای نینجا شدهنیشخنداز سی دی گرفته تا

این لباس وماسک وشمشیر خلاصه که حسابی مشغولهخندهاول این لباسه

که بابا جونش واسش خرید بعد گیر داد به ماسکش که وقتی مامانی مامان

من رفته بود تهران واسش گرفت اورد کلی ذوق کردهوراحالا هم دستور

چشم بند داده دیگه نمیدونم باید اونو از کجا گیر اورداوه

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مامان کوروش ] [ نظرات () ]

 

 

دیروز من و کوروش از صبح رفتیم خونه خاله شیرین دوست عزیز منقلبارمینا

دختر خاله شیرین وعشق خاله یعنی من مدرسه بود واسه ناهار اومدوکلی

با کوروش بازی کرد وواسش کتاب خوند بعد هم رفتیم بیرون خاله مارو شرمنده

کردآخواسه کوروش کلی کتاب ویه به قول کوروش بازی ماهی خرید کوروش

کلی ذوق کردهوراوارمینا رو کشت از بس که واسش اونا رو خوند امروز هم

منو از بس خوندم که خودش حفظ شدهتشویقواسه من امروز همشون رو خونده

میگه ببین مامان منم مثل ارمینا سواد دارم میتونم بخونمتعجبقربونش برم

فکر میکنه با سواده خلاصه دیروز کلی خاله شیرین وارمینا گل وعزیز وعشق

خاله رو به دردسر انداختیمخجالتخاله شیرین من و کوروش همیشه ممنونت

هستیم ویکی از لطفهای خداوند تو زندگیم این بود که با تو دوست شدم

من نمیدونم چطور باید خوبیها وزحمات تو رو جبران کنم شیرین جان منو

حلال کن ومن همیشه مدیون خودتو خوبیهات هستم

دوست من خیلی دوستت دارمماچ

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱۱/۱۸ ] [ ٥:٤٧ ‎ب.ظ ] [ مامان کوروش ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کوروش در3/11/1386 به این دنیایی قشنگ پا گذاشت وشد شیرینی زندگی مامان وبابا پسرم عزیزم با تمام وجود دوستت داریم
نويسندگان
امکانات وب
RSS Feed